«خطوط ناموزون خدا»؛درواقع این فیلم اصلا اثری روانشناختی نیست و نمیتوان به آن نسبت چنین چیزی را داد. تنها چیزی که در فیلم به چشم میآید، ایدههای معمایی و در بعضی پلانها جنایی است.
«شعلهور» به کارگردانیِ کریستین پتزولد، نه داستان آدمها که داستان «گفتوگو» است. تعاملات آدمها نه بهانهای برای شناخت هر چه بیشتر آنها که عموما برای تماشای واکنش «طرف مقابل» است؛ که تاثیر حروف، کلمات و جملههای شخصیتها سنجیده شود.
تحلیلی بر فیلم «نگهبان شب» و سبک فیلمسازی رضا میرکریمی.
فیلم «چراغهای آبی»؛ایده رها کردن تعدادی تازهوارد مبتدی در یک محیط کاری بسیار پراسترس و خطرناک که بهطور حتم برای آن آماده نیستند، هیجان را کاملاً تضمین میکند.
زنان گروه انتقام ،اولین و آخرین ضربه را به قاتلی میزنند که تنها یک جمله به یکی از آنان گفته: «تو زن خوبی هستی![پس نباید به من صدمه بزنی]» زنهایی که دیگر نمیخواهند خوب و مورد پسند باشند.
زندان به عنوان فضای نمادین ذهن اُ دای سو معرفی میشود. زندان برای اُ دای سو محرکی میشود تا انتقام بگیرد و این هدف و باوری است که در ناخودآگاه او رشد پیدا میکند.
«همکلاسی قدیمی»؛فیلمی با محوریت انتقام این فیلم با انتقام از غیر آغاز و به انتقام از خود ختم میشود.
«هماهنگ» دو فاز کاملا متفاوت دارد. ما در فاز اول عدالتمحوری و مرکزگریزی را مبنا قرار دادیم.وقتی ما در کل کشور میچرخیم، شرایط برنامهسازی از شرایط کلاسیک آن که شاید مخاطب همیشه انتظارش را داشته و ذائقهاش به آن سمت رفته، یک تغییراتی کند.
«هماهنگ» توانست بعد از سالها طلسم فراموشی را بشکند و برنامهای مختص نوجوان، رده سنیای که معمولا در بین مخاطبان گم شده و محروم مانده، ارائه دهد.
بهرام توکلی این بار در سریال مترجم دنیایی سراسر تخیلی و ذهنی را در فرم یک بازی پیچیده در برابر دیدگان مخاطب میگشاید.