حاتمیکیا که پیشتر در ژانرهای جنگی و سیاسی فعالیت داشته، این بار به سراغ یک قصه تاریخی و مذهبی به نام موسی کلیم الله رفته است.
فیلم بازی را بکش به کارگردانی محمدابراهیم عزیزی، بر اساس یک رویداد واقعی ساخته شده است.
فیلم ناتور دشت اثری است که میتوان آن را تحسین کرد، چرا که به سراغ موضوعی مهم اما کمتر دیدهشده رفته است: زندگی پرچالش محیطبانان.
حضور در جشنواره فیلم فجر امسال تجربهای دوگانه بود؛ از یکسو، رویدادی که مهمترین ویترین سینمای کشور محسوب میشود، و از سوی دیگر، صحنهای از مصرف بیرویه و تولید زبالههایی که بیشتر ناشی از بستهبندی مواد غذایی بودند.
انیمیشن پسر دلفینی ۲ به کارگردانی محمد خیراندیش دنبالهای بر اثری موفق است که توانست در گیشه بدرخشد و مخاطبان زیادی را به سینما بکشاند.
بیش از یک دهه از سبک متفاوت ساختاری که فرهادی وارد سینمای ایران کرد (درباره الی) میگذرد و هستند هنوز فیلمسازانی که همچنان از این سبک، بدون این که خلاقیتی از خود به خرج دهند و چیزی به آن اضافه کنند از روی آن کپی میکنند.
مستند «فرشتهها نمیمیرند» زیست انسان و روابط عاطفی را در بحران به تصویر کشیده است؛ در زیر بمباران. و تصاویر به حدی مستند هستند که انگار در همان جا حضور داری و اشکها و بهتها را از نزدیک تماشا میکنی.
رسول صدرعاملی دغدغه نوجوانان را دارد؛ این موضوع البته بسیار ارزشمند و قابل توجه است اما فیلم زیبا صدایم کن، با اتفاقاتی که منطق روایی ندارد، این فیلم را شبیه تولیدات سینمای بالیوود کرده است.
رها به عنوان یکی از آثار اجتماعی جشنواره چهل و سوم که جایش در اکران این روزهای سینمای کمدیزده ایران خالی است، فیلمی قابل احترام است.
در فیلم شمال از جنوب غربی، افشاگریهای مرحله به مرحلهای که در طول فیلم صورت میگیرد به درگیر شدن مخاطب با موقعیت کمک میکند.