عروس بیشک فیلم تحول است و استقبال مردم مهر تأیید این تحول.
فیلم عروس، اولین ساخته بلند سینمایی بهروز افخمی -که پیش از آن تجربه ساخت سریال پرحاشیه کوچک جنگلی را در کارنامه داشت- یکی از فیلمهای مهم سینمای بعد از انقلاب است. آگاهی اولیه از شرایط اجتماعی ایران در دهه ۶۰، تحولاتی که پس از پایان جنگ تحمیلی به وقوع پیوست و جایگاه عروس بهعنوان تثبیتکننده یک جریان تازه در سینمای پس از جنگ ایران، میتواند به درک بهتر ما از این فیلم کمک کند.
خلاصه داستان فیلم عروس از این قرار است: «علاقه مفرط حمید خوشمرام به مهین باعث میشود که برای عملی ساختن خواستههای پدر او (آقای ناظری) و فراهم ساختن زمینه ازدواج، به قاچاق دارو روی بیاورد. با درآمد سرشاری که حمید از این راه به دست میآورد، آقای ناظری با ازدواج آن دو موافقت میکند. پس از انجام مراسم ازدواج، او و مهین راهی شمال میشوند تا ماه عسلشان را در ویلای حمید بگذرانند. در طول مسیر، حمید با زنی روستایی تصادف میکند و از صحنه حادثه متواری میشود. این حادثه بحرانی را در زندگی حمید ایجاد میکند که به یک تحول درونی منجر میشود.»
عروس اولین بار در نهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در مجموع با استقبال گرم منتقدان روبهرو شد. فیلم در آن دوره نامزد ده جایزه شد و در سالی که فیلم پرده آخر (واروژ کریممسیحی) رکورد دریافت جوایز در تاریخ جشنواره فیلم فجر تا آن زمان را (با ۸ سیمرغ بلورین و یک دیپلم افتخار) شکست در نهایت عروس تنها ۲ سیمرغ بلورین (بابک بیات در رشته موسیقی متن و محمدرضا مویینی در رشته تدوین) و یک دیپلم افتخار (بهروز افخمی در رشته کارگردانی) را به دست آورد.
عروس از ۱۹ تیر ۱۳۷۰ روی پرده رفت و با اختلافی شگفتانگیز نسبت به فیلم دوم، با بیش از ۴ میلیون و ۴۲۳ هزار تماشاگر و فروشی بالغ بر ۱۱۵ میلیون تومان (با میانگین قیمت بلیت ۲۶ تومانی) پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلم سال ۱۳۷۰ سینمای ایران لقب گرفت. در مقام مقایسه، اگر عروس در سال ۱۴۰۱ به نمایش درمیآمد و همین تعداد مخاطب را به خود جذب میکرد، با میانگین قیمت ۳۰ هزار تومانی فعلی بلیت سینما، به فروشی بالغ بر ۱۳۲ میلیارد تومان دست پیدا میکرد!
عروس فیلم بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران بهشمار میرود؛ فیلمی که بخشی از مسیر حرکت سینمای ایران در دهه ۷۰ را تعیین کرد. اولین فیلم بلند سینمایی بهروز افخمی همچنین محصول تحولات اجتماعی پس از پایان جنگ تحمیلی هم بود. یکی از تحولات آن دوران، بازتر شدن فضای فرهنگی کشور بود. فیلمسازان ایرانی پس از پایان جنگ توانستند با دست بازتری بهسراغ مضامین و الگوهایی بروند که تا آن زمان ممنوعه تلقی میشدند.
شاید بتوان گفت اولین نشانههای مهم این تغییر را در نهمین دوره جشنواره فیلم فجر دیدیم. در آن روزها، در حالی که بیشتر توجهات معطوف حضور ۲ فیلم جنجالی و شوکهکننده محسن مخملباف به نامهای شبهای زایندهرود و نوبت عاشقی در جشنواره بود، بهتدریج توجهات به فیلم جسورانه بهروز افخمی جلب شد. در حالی که سیاستهای سینمایی دهه ۶۰ مبتنی بر حذف ستارهسالاری بود، افخمی بهشکلی کلاسیک ۲ ستاره جذاب سینمایی را به تماشاگران معرفی کرده بود. تماشاگران (شاید برای اولین بار در سینمای بعد از انقلاب) با تعدد نماهای نزدیک از چهره بازیگرانی روبهرو شدند که قرار نبود جذابیتشان زیر گریمهای سنگین مخفی شود.
۱۶ سال بعد از اکران عروس، خسرو نقیبی در پروندهای در شماره ویژه ماهنامه فیلم (۲۰ تیر ۸۶) که به فیلمهای پرفروش و برگزیده سینمای بعد از انقلاب ایران اختصاص داشت، اهمیت عروس را چنین توصیف کرد: «عروس تحولی در سینمای بیمار و گلخانهای دهه ۱۳۶۰ بود؛ فیلمی عجیب که دیر یا زود باید در آن سینما ساخته میشد ولی کسی جرأت وارد شدن به این عرصه را نداشت. عروس بیشک فیلم تحول است و استقبال مردم مهر تأیید این تحول.»
نقیبی تأثیرگذاری عروس را از دو جنبه بررسی کرد. مورد اول، همانطور که اشاره شد، ستارهسازی بود. در حالی که نظام سینمایی دهه ۶۰ ایران نظامی ضدستاره بود، عروس دو ستاره جوان را به سینمای ایران معرفی کرد: «نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب نخستین ستارههای جوان سینمای پس از انقلاب به مفهوم کامل آن بودند».
مورد دوم، جنبه عاشقانه ماجرا بود: «باور اینکه پرفروشترین فیلم سال ۱۳۷۰ یک رمانس ایرانی باشد، در آن شرایط سخت بود. اگر در دهه ۶۰ برای حل مسأله صورت مسأله پاک شده بود و در گلهای داودی عاشقهای داستان نابینا بودند، در اینجا دو جوان حضور داشتند که داستان، قصه عشق میان آنها بود. افخمی نه در دام ساخت ملودرامی سخیف افتاده بود – چیزی که عادت سینمای ایران در تمام تلاشهای دهه ۱۳۶۰ خودش در این زمینه بود – و نه به طرزی افراطی سعی کرده بود خط قرمزها را بشکند. فیلمساز از فرمول قدمگذاشت در حیطهای که کسی قبلتر جرأت ورود به آن را نداشت، بیآنکه منعی در کار باشد، استفاده کرد و همین عروس را به یک اتفاق تبدیل کرد».
گروهی از منتقدان که نظرشان در مورد عروس تا این حد مثبت نبود هم تلاش افخمی را برای برقراری ارتباط با تماشاگر ستودند. یکی از این منتقدان جواد طوسی بود که در یادداشتی مطلب خود را چنین جمعبندی کرد: «برای فیلمساز بدون ادعایی که ارتباط برقرار کردن با تماشاگر برایش اهمیت دارد، ارزشی به مراتب بالاتر از آن فیلمسازی که در همان یکی دو فیلم اولش (بهویژه اگر یکی دو جایزه از جشنوارههای داخلی و خارجی را هم گرفته باشد) از «سینمای من» داد سخن سر میدهد، قائل هستم. سینمای عروس، سینمایی عامهپسند و کموبیش خنثی است، ولی آسانپسند نیست… با سینمای خنثی میانه زیاد خوبی ندارم، اما کار افخمی در عروس از چند جهت قابل تأیید است: او زبان سینما را بهطوری ساده و قابل فهم عامه به کار برده، و توانسته سهمی – هرچند ناچیز – در جلوگیری از تداوم و گسترش بحران اقتصادی حاکم بر سینمای ایران داشته باشد».
هوشنگ گلمکانی در گزارش جشنوارهایاش اینچنین به ستایش فیلم عروس پرداخت: «فیلم عروس تماشاگرانش را غافلگیر کرد. یک فیلم خوشساخت و کاملاً حرفهای، گیرا و پر کشش، با فیلمنامهای دقیق و محکم. هرچند که ریتم نیمه دوم فیلم با ریتم نیمه اول متفاوت است، اما در این نیمه کمحادثه، تنشی درونی و بسیار قوی جریان دارد که تا پایان تماشاگر را در التهاب نگه میدارد. پایان فیلم، بهرغم آن که تکاندهنده نیست، اما بسیار مناسب و اندیشمندانه است که فیلم را از غلتیدن به کلیشهها و شعارها و هپیاندهای باسمهای نجات میدهد. تدوین، موسیقی و فیلمبرداری عروس از امتیازهای برجسته آن است؛ به اضافه یک غیرمنتظره دیگر، که آن هم معرفی یک بازیگر توانا به سینمای ایران است: ابوالفضل پورعرب.»
جالب است که صفاتی چون پرکشش، خوشساخت و حرفهای در آن دوران برای توصیف کیفیت فیلم عروس در یادداشتهای منتقدان مختلف تکرار میشد.
فیلمهای زیادی در گذر زمان فراموش میشوند و آثار اندکی باقی میمانند. از بین این دسته دوم، بعضی از فیلمها چند دهه پس از اکران هنوز تازه و تأثیرگذار بهنظر میرسند و در مورد گروه دیگر، اهمیتی که در تاریخ سینما داشتهاند اولویت پیدا میکند. شاید بتوان عروس را بیشتر متعلق به دسته اخیر دانست. حالا که بیش از سه دهه از نمایش عمومی عروس گذشته و فارغ از تأثیرات اجتماعیاش، ایراداتی که عدهای از منتقدان در همان زمان مورد اشاره قرار داده بودند بیشتر خودنمایی میکند: بخشهایی از فیلم شعاری به نظر میرسد؛ تحول شخصیت اصلی را – علیرغم جزییات هوشمندانهای که در فیلم وجود دارد – میتوان از جنبههایی سردستی تلقی کرد؛ و نیمه دوم فیلم به طراوت و جذابیت نیمه اولش نیست. شاید بتوان عروس را بیش از یک فیلم درخشان، شروع مسیری در کارنامه افخمی در نظر گرفت که تقریباً یک دهه بعد با فیلم شوکران به کمال رسید. در شوکران هم تلاش افخمی برای روایت یک داستان کلاسیک و عامهپسند با جنبههای قوی ملودراماتیک در کنار اشاره به مسائل مهم اجتماعی خودنمایی میکند و حاصل کار یکی از مهمترین، پیچیدهترین و درخشانترین آثار تاریخ سینمای ایران است. شاید اگر تجربیاتی مثل عروس در کارنامه افخمی وجود نداشتند، درخشانترین آثار او هم از کیفیت فعلی برخوردار نبودند.
با این وجود عروس بهطور مستقل هم فیلم قابل تأملی است. ظرائفی که در روایت و اجرای فیلم وجود دارند (از جمله تلاش افخمی برای دوری از شعاری شدن در بسیاری از قسمتها یا اجرای بیتأکید او که پر از نشانهگذاریهای دقیق است) هنوز هم میتوانند توجه مخاطب را به خود جلب کنند. عروس فیلم درخشانی نیست ولی هنوز ارزش تماشای مجدد را دارد.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است