• کد خبر: 13104
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:8 اسفند 1403 ساعت: 12:12

«جان سخت»؛فرهنگ طبقه متوسطِ جنوب شهرنشین

یکی از دلایلی که «جان‌سخت» را بدل به اثری با کیفیت می‌کند، فهم غیرتوهین‌آمیز او نسبت به فرهنگ طبقه متوسطِ جنوب شهرنشین است.


اصلاً به «جان‌سخت» امیدوار نبودیم. با خودمان می‌گفتیم اگر این اثر نتیجه منطقی آثار اخیر نمایش خانگی باشد، پس منطقاً اثر خوبی نخواهد بود، اما همان چند قسمت اول نشان داد آب و هوای فعلی نمایش خانگی آنقدر‌ها هم قابل پیش‌بینی نیست. آنچه وضعیت فعلی نمایش خانگی نشان می‌دهد، برای دیده شدن یک اثر، تزریق جنجال اولویت اول پلتفرم‌هاست، اما «جان‌سخت» به جای چنین کاری منطق روایت را بر منطق تبلیغات رجحان می‌دهد. این اتفاق هم برگ برنده تهیه‌کننده و کارگردان است و هم به ضرر آن‌ها. از آن جهت برگ برنده است که «جان‌سخت» را بدل به اثری شریف و سالم می‌کند و از آن جهت به ضرر اثر است که «جان‌سخت» را از فضای تبلیغات کنونی پلتفرم‌ها جایی بیرون می‌اندازد و پلتفرم پخش هم، چندان میلی به وایرال کردن و تبلیغات برای این سریال انجام نمی‌دهد.

«جان‌سخت» کشش لازم برای تبلیغات را ندارد اما در قصه‌گویی و طرح فضا و شخصیت، چند هیچ از بسیاری از آثار کنونی و حاشیه‌ساز نمایش خانگی جلوتر است. یکی از دلایلی که «جان‌سخت» را بدل به اثری با کیفیت می‌کند، فهم غیرتوهین‌آمیز او نسبت به فرهنگ طبقه متوسطِ جنوب شهرنشین است. طبقه‌ای که در سال‌های اخیر به اسم نمایش محرومیت‌ها، بار‌ها گوشه رینگ درام‌های اصطلاحاً اجتماعی قرار گرفته.
برای نگارنده این متن مشخص نیست مصطفی تقی‌زاده (کارگردان «جان‌سخت»)، بچه جنوب شهر است یا نه، اما پلان به پلان «جان‌سخت» نشان می‌دهد، با کارگردانی طرف هستیم که چیز‌هایی را می‌فهمد و خطوط قرمزی را می‌شناسد که کمتر کارگردانی در این دور و زمانه به آن پایبند است. تقی‌زاده می‌داند پدرِ پایین شهری کیست، حتی در حد کلیشه. می‌داند آدم‌های زیر پونز چطور سر لج می‌افتند، چطور نجابت به خرج می‌دهند و چطور رفاقت می‌کنند. تقی‌زاده در ساخت کاراکتر (هرچند سطحی و نزدیک به تیپ) موفق عمل می‌کند و می‌تواند مخاطب را با سریال همراه کند. اعضای بند یاکوزا همگی حد معمولی از بازی را ارائه می‌دهند و از معمولی فراتر نمی‌روند، بازیگران کمتر شناخته شده مانند امیرحسین هاشمی و مرتضی تقی‌زاده هم حد معمولی از کیفیت را ارائه می‌دهند و از باقی شخصیت‌ها عقب نمی‌افتند. تقی‌زاده در کنشی کاملاً منطقی، برای ساخت سریال دست به بداعت نمی‌زند. بازیگرانش همان نقش‌های آثار قبلی را تکرار می‌کنند. مدل سریال و سوژه آن، گرته‌برداری از سریال‌های اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ و نمونه‌های موفقی چون خط قرمز است. او با به تصویر کشیدن گروهی از جوانان که دچار چالش می‌شوند، رفاقت را در برابر یک پیش‌آمد بد قرار می‌دهد و خانواده‌های این چند جوان درون قصه را با ماجرا درگیر می‌کند.

«جان‌سخت» در روابط ساده عمل می‌کند و دست به نما‌های اگزجره نمی‌زند. سادگی روابط و انگیزه شخصیت‌های داستان با فرم اثر همراه می‌شود و آن را تبدیل به یک اثر متوسطِ مطلوب می‌کند، مطلوب برای چه کسی؟ برای تمام خانواده‌هایی که می‌خواهند هفته‌ای یک ساعت با یک سریال سرگرم شوند. همین اتفاق باعث می‌شود، سریال تقی‌زاده این سؤال را به ذهن بیاورد؛ چرا این اثر در تلویزیون پخش نشد؟ دقیقاً کجای این اثر برای یک اثر تلویزیونی مناسب نیست؟ نیاز به شرح ندارد که «جان‌سخت» از نظر کیفیت فنی و ایجاد تعلیق (هر قدر هم که برخی از تعلیق‌ها اضافی باشد) جلوتر از بسیاری آثار داخلی است، اما از کیفیت فنی مهم‌تر، تن ندادنِ تقی‌زاده به کلیشه‌هایی بوده که در رسانه‌های داخلی است. کلیشه‌هایی که با نمایش آشکار خشونت و بی‌پرده آن می‌خواهند جلوه‌فروشی کنند و به‌جای ایجاد قرابت با کاراکتر‌ها، هیجانات ناشی از صحنه‌های مناسب ریلز‌های یک یا دو دقیقه‌ای را بازتولید می‌کنند.

البته «جان‌سخت» اصلاً اثری کامل نیست. به عنوان مثال حفره‌های مختلف داستانی و اسولوموشن‌هایی که جای خام‌دستی‌های کارگردان را می‌گیرند و ایرادات در تدوین و یکدست نبودن ریتم اثر که در قسمت‌های میانی آن را بدل به اثری کسل‌کننده می‌کند و تعلیق‌هایی که اضافه بر سازمان اعمال شده و به کلافگی مخاطب منجر می‌شود، از عمده ایرادهای «جان‌سخت» است. با این حال، آنچه سریال را در همین موقعیت‌ها نجات می‌دهد؛ بازی‌های اندازه، توانایی در جمع‌سازی و البته دیالوگ‌نویسی است. «جان‌سخت» در دیالوگ بهتر از عمده آثار امسال عمل می‌کند و در حد و اندازه‌های «در انتهای شب» عمل می‌کند. ( البته کمی عقب‌تر از «در انتهای شب»)

این پدر محترم
پدر در «جان‌سخت» حاصل خرق عادت در درام‌های چند وقت اخیر سینما و نمایش خانگی است. در دورانی زندگی می‌کنیم که ساخت پدرِ ضد قهرمان در برابر فرزندان قهرمان، برای هر فیلمسازی توفیقی محسوب می‌شود در راستای استعاری‌پردازی‌های به‌اصطلاح کنشگرانه و نقد‌های اجتماعی مناسب اینستاگرام. حالا اگر این مرد در بافت قصه جنوب شهری هم قرار بگیرد، اوضاعش بدتر هم می‌شود اما «جان‌سخت» کاملاً در برابر این انگاره ایستادگی می‌کند. پدر‌های درون سریال (عمرانی، کرامتی و اوسیوند) کنشگران منفعل و بی‌هویت نیستند که پسران سر عقده ادیپ به جانشان بیفتند و یا در موقعیتی برعکس، پدر برای اثبات اقتدارش به جان تمام اعضای خانه بیفتد و خود عامل فروپاشی خانواده شود. پدر در «جان‌سخت» مظلوم است و جان می‌کَنَد. کسی که شنیده نمی‌شود و هم ‌و غمی جز راضی کردن فرزندانش ندارد. پدری که در دوراهی مجبور به مصلحت‌سنجی می‌شود. پدری که غمش در خلوت است و وقتی نام پسر را می‌شنود داغش تازه می‌شود. پدری که اتفاقات زندگی، شیره جانش را کشیده و در لحظه آخر همه دارایی‌اش را فدای فرزند می‌کند. پدر‌های «جان‌سخت» شریف هستند و بدل به کاراکتر‌هایی سمپاتیک می‌شوند. «جان‌سخت» سریال پدر است و احترام به خانواده. شاید در بسیاری از نقاط قصه ما با اثری طرف شویم که کُند و ضعیف عمل می‌کند، اما چیزی از آن بیرون نمی‌زند.

واقعیت این است، توقع مخاطبان چند سالی می‌شود که خیلی بالا نیست، همین که اثری ادعا‌های بیش از حد نکند و در وهن خانواده برنیاید، جای شکر دارد؛ «جان‌سخت» دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد. حدودش را می‌داند، جمع و جور است و قصه‌اش را تعریف می‌کند حتی با لکنت. از یک سریال سرگرم‌کننده متوسط فراتر نمی‌رود و مفرح است، درست مانند سریال‌های دوران اوج تلویزیون که می‌توانست خیابان‌ها را خلوت کند و ملت را پای رسانه اول مملکت بنشاند.

منبع:روزنامه فرهیختگان

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است

× برای درج دیدگاه باید وارد شوید