جواد هاشمی در قسمت دوم شهر گربهها، قصه خود را به سمت و سوی تازهتری برده و رگههای پررنگی از سیاست را وارد آن کرده که برای تماشاگر کم سن و سال مجهول به نظر میرسد.
هنر هفتم برای جذب مخاطب کودک و نوجوان راههای مختلفی را پیش روی خود داشته و همین تنوع نیز سبب موفقیت ژانر کودک و نوجوان به لحاظ تجاری شده است. از انیمیشنهای بلند سینمایی و فیلمهای متکی بر ابر قهرمان و جهان سرشار از تخیل آن تا موزیکالها و … سینمای ایران نیز پس از دوره طلایی دهه ۶۰ و دوران فترت دهههای ۷۰ و ۸۰، در سالهای اخیر توجه بیشتری به این طیف میلیونی نشان داده و آثار متنوعی را برایشان تدارک دیده است.
به ویژه در دو سه سال اخیر که تولید انیمیشنهای بلند رونق گرفته و با فروشهای چند میلیاردی مواجه شده است. یکی از کارگردانهایی که دغدغه این ژانر را داشته و در آثاری که ساخته تلاش زیادی برای جذب تماشاگر کم سن و سال کرده، سیدجواد هاشمی است. بازیگر-فیلمسازی که سه چهار سال پیش قسمت نخست شهر گربهها را ساخته و روانه اکران کرده و امسال نیز قسمت دوم آن را روانه پرده نقرهای کرده است. اتفاقی متداول در سینمای جهان که در سالهای اخیر در سینمای ایران نیز رشد چشمگیری داشته و اغلب هم گیشه موفقی داشتهاند.
قسمت دوم شهر گربهها را که میتوان پیش درآمد قسمت نخست به حساب آورد، از جایی شروع میشود که در شهر گربهها رقابت انتخاباتی میان پادشاه گربهها و شیر گربه بالا گرفته است. اولی سن بیشتری نسبت به دومی داشته و میخواهد به عمر خود اضافه کند و در این مسیر معاوناش نیز او را همراهی میکند. بخش مهمی از داستان در گربستان میگذرد که شخصیتهای اصلی آن شنگول و پدر و مادرش سفید و مفید و نیز گرفسور هستند. کار کردن گرفسور روی پروژهای برای طولانی کردن عمر گربهها با کمک سفید و مفید، حادثه محرک پرده نخست فیلمنامه به حساب میآید. چاپر هم به عنوان رییس پلیس رشوه بگیر گربستان، شخصیت منفی کار محسوب میشود که موانعی را بر سر راه شنگول قرار میدهد.
در عین حال با ترفندهای معاون و پیش کشیده شدن پای گزارشگر زن گربستان تی وی، اهالی شهر را تشویق به مهاجرت میکند. به زندان افتادن شنگول با دسیسه چاپر، فضا را برای آشنایی او با گربهای خیابونی به نام خنگول آشنا میکند که با حال و هوای این ژانر همخوانی بیشتری دارد. گربه فاضلابیای که درست نقطه مقابل شنگول بوده و شوخیهای بامزهای با محوریتاش شکل میگیرد. برای مثال میتوان به رستوران رفتناش با شنگول با لباس و آرایش زنانه اشاره کرد. بخش مهمی از قصه را گرفسوری پیش میبرد که شمایل آشنای پرفسورهای شیرین عقل را داشته و تلاشاش برای طول عمر بخشیدن به گربهها کاملا نتیجه عکس میدهد.
جواد هاشمی در قسمت دوم شهر گربهها، قصه خود را به سمت و سوی تازهتری برده و رگههای پررنگی از سیاست را وارد آن کرده که برای تماشاگر کم سن و سال مجهول به نظر میرسد. به همین خاطر هم با خرده داستانهای فیلم همراه نشده و از درک پیام آن عاجز است. در نقطه مقابل به نظر میرسد که هدف فیلمساز قشر نوجوان بوده که درک بهتری هم از فیلم و پیام آن دارند. حال اینکه هاشمی تا چه حد در انتقال این پیام در رابطه با مسالهای مهم به نام مهاجرت موفق بوده، چندان روشن به نظر نمیرسد.
همچنین بخش انیمیشن کوتاه فیلم که با بخشهای دیگر ترکیب شده، آنچنان که باید از کار درنیامده است. در عین حال، شهر گربههای ۲ نسبت به سری نخست به لحاظ قصه کم و کسریهایی دارد که هاشمی برای پوشاندن آن به سکانسهای موزیکال کار اضافه کرده است. هر چند که قسمتهای یاد شده خوب از آب درآمده و از جنس سینمای کودک به حساب میآید. طراحی صحنه و لباس در آثاری از این جنس، اهمیت فوق العادهای داشته و در آن تخیل حرف اول را میزند. موضوعی که در سکانس ورودی فیلم کاملا به چشم آمده و برای تماشاگر کم سن و سال جذابیت بصری مناسبی دارد. در زمینه بازیگری نیز برخی متناسب با ژانر و فضای فیلم عمل کرده و برخی دیگر این تناسب را چندان رعایت نکردهاند. امیرغفارمنش، یوسف تیموری و تا حدودی الیکا عبدالرزاقی موفق تر از بقیه نشان داده و با فضای فیلم جفت و جورتر شدهاند.
شهر گربههای ۲ پایانی باز داشته و به نظر میرسد که سیدجواد هاشمی برای ساخت دنباله آن و تبدیل آن به یک سه گانه فکرهایی در سر دارد.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است